محمد تقي جعفري

112

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

آنان كه داراى شناخت همه جانبه هستند حسابگرى و خشيت و اهميت آنان در بارهء رابطه با مقام ربوبى در حد اعلا است در انديشه‌ها و خواسته‌هاى بشرى هيچ موضوعى به اهميت و عظمت خداوندى ديده نمىشود . اين به آن معنى نيست كه همهء افراد جوامع و در همهء دورانها و با هر گونه شرايط ، موضوعى را به اهميت و عظمت خداوندى درك نمىكنند ، بلكه مقصود اينست كه هر انسانى كه با طبيعت مغزى و روانى معتدل در اين زندگانى مسير رشد را سپرى نمايد و در همهء مسائلى كه از دو قلمرو درون و بيرون براى او مطرح مىشود ، درست بينديشد و آنها را بطور منطقى صحيح تنظيم نمايد ، و بتواند به آن حد از رشد و تكامل مغزى و روانى برسد كه از موقعيت جزء ناآگاه و بىارادهء طبيعت بالاتر رفته و جهان را در برابر ديدگانش براى بررسى و لو اجمالى بر نهد ( 1 ) نه تنها به هستى خداوند هستىبخش معتقد خواهد گشت ، بلكه اين احساس جدى را هم درون خود خواهد ديد كه هيچ موضوعى به اهميت و عظمت خداوندى نمىرسد از طرف ديگر اين حقيقت را هم مىدانيم كه حتى كسانى كه نتوانسته‌اند وجود خدا را بپذيرند ، در صورتى كه خدا را بعنوان يك مفهوم مطرح ميكنند ، مىدانند كه اگر اين موجود واقعيت داشته باشد ، حتما با اهميتترين و با عظمتترين موجود است كه همهء سرگذشت و سرنوشت جهان و انسان تحت نظاره و سلطهء او است . بعبارت ديگر اگر اصل وجود خداوندى را با در نظر گرفتن طرز تفكرات كسانى كه خدا را نپذيرفته‌اند ، جزء اول قضيه اى مشروطه بيان كنيم ، اين كه

--> ( 1 ) با يك نظر دقيق حتى اگر كسى به آن مرتبه از رشد هم نرسد كه از موقعيت جزء ناآگاه و بىارادهء طبيعت بالاتر برود ، باز نوعى آگاهى ظريف فطرى در نهاد عموم بشر وجود دارد كه اگر آن آگاهى را با شناختهاى محدودى از انسان و طبيعت از كار نيندازد ، بوسيلهء همان آگاهى احساس جدى در بارهء خدا و اهميت و عظمت او را در خود خواهد ديد : روز و شب با ديدن صياد سستم در قفس بسكه مستم نيست معلومم كه هستم در قفس